شنبه ٠٦ خرداد ١٣٩٦
اخبار > همایش ملی «قرآن و معرفت‌شناسی» برگزار شد


  چاپ        ارسال به دوست

به همت گروه معرفت شناسي پژوهشگاه

همایش ملی «قرآن و معرفت‌شناسی» برگزار شد

همایش ملی «قرآن و معرفت شناسی» روز دوشنبه 5 آبان با سخنرانی آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دکتر حسین سلیمی رئیس دانشگاه علامه طباطبایی(ره)، دکتر سیدیحیی یثربی استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی و حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر علی‌رضا قائمی‌نیا دبیر علمی همایش و عضو هیات علمی گروه معرفت‌شناسی پژوهشگاه و حضور جمعی از اساتید و صاحب‌نظران در تالار عضدی دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در ابتدای این همایش که به همت گروه معرفت شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و با همکاری گروه‌های فلسفه و علوم قرآنی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) برگزار شد، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد عضو هیات علمی گروه منطق فهم دین پژوهشگاه با ارائه مبحثی با عنوان«نظریه معرفت شناسی واقعگرایی دینی» گفت: این نظریه بر مقدمات و مقومات چندی استوار است: اصل یکم) "معرفت" به مثابه یک پدیده، با اضلاع و عناصر ششگانه زیر در پیوند است: 1: فاعل معرفت (شناخت بخش)، 2: وسائط معرفت (شناخت افزارها)3: معدات معرفت (شناختیارها)، 4: موانع معرفت (شناخت شکن ها)، 5 : معرفت (شناحتگر)، 6: متعلق معرفت (شناخته: بالذات و بالعرض)
وی افزود: اصل دوم) تکون معرفت، برایند دو فرآیند "طولی- عمودی" و "عرضی- افقی"یی است که در عرصه اطراف ششگانه پیشگفته صورت می بندد. فرایند "طولی-عمودی" تکون معرفت، از "سپهر ربوبی" آغاز و با طی فرآیند خاص ومناسب هر یک از وسائط، به "ساحت انسانی" منتهی می شود؛ فرایند "عرضی- افقی" نیز ساحت بشری که نشئه مادی ست و در بستر تعامل اطراف عرضی (عناصر سوم، چهارم، پنجم و ششم) صورت می بندد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در تبیین اصول فرآیند "طولی- عمودی" تنزل و تکون معرفت گفت: اصل سوم) حق تعالی، مبدا و فاعل حقیقی معرفت است، همه آگاهی ها (به مثابه پیام های بارَوی و ربوبی به عباد) از سپهر حضرت باری و رب هستی سرچشمه می گیرد و به ساحت بشری تنزل می کند؛ به تعبیر دیگر: عالم در محضر خدا حاضر است و کسب معرفت، نوعی حضور محضر الهی ست. اصل چهارم) ترابط معرفتی عبد و رب و حضور در حضرت الهی، از رهگذر دوال و دلایل گوناگون ( به مثابه پیام افزارهای معرفت به حقایق) صورت می بندد؛ به تعبیر دیگر: خداوند تنها از یک دریچه با انسان تماس نمی گیرد و انسان نیز تنها از یک طریق به حضرت الهی راه نمی یابد؛ به تعبیر دیگر: معرفت تام هرگز تک افزار ( و به تعبیر رایج: تک منبع) نیست و معرفت کامل و جامع به همه حقایق (برای انسان های عادی) تنها از رهگذر بهره مندی از همه مجاری ممکن است.
وی در تشریح اصل پنجم نیز گفت: هر چند افاضه معرفت از بیرون وجود انسان ( که قابل معرفت است) صورت می گیرد، اما برخی از مجاری (دوال و دلایل) درون خیز (انفسی) اند، یعنی پیام افزار آنها در درون وجود آدمی تعبیه شده است، مانند "فطرت" و "عقل"؛ برخی دیگر برونی (آفاقی) اند، یعنی پیام افزار آنها خارج از وجود قابل معرفت قرار دارد، مانند "وحی رسالی" و "وحی نبوی"، "سنت قولی و فعلی" و "شهود". اصل ششم) تنزل معارف از "سپهر ربوبی به "ساحت بشری" از رهگذر هر یک از مجاری معرفت، با طی فرآیند و طور افاضی مناسب همان مجرا (پیام افزار) انجام می گیرد؛ طریق فطرت به طور "ارشاد وجودی" از سوی باری (راهیابی برآمده از نحوه وجود انسان ها) در قالب ادراکات (بینش ها و دانش های) فطری و احساسات و افعال (گرایش ها و کنش های) فطری در وجود آدمی بروز می کند و حاصل آن می تواند در صورت "حکمت فطری" تکون پیدا کند.
آیت‌الله رشاد تصریح کرد: طریق عقل، به طور "الهام عقلانی" (با استخدام قوه خرد آدمی) از سوی واجب تعالی، در قالب ادراکات و احساسات عقلی در آدمیان ظهور می کند و حاصل آن در صورت "حکمت عقلی" (فلسفه عقلگرا) سامان می گیرد. طریق اشراق، به طور "اشهاد باطنی" از سوی حق تعالی در قلب انسان های مستعد، در قالب واردات قلبیه متجلی می شود، "حکمت ذوقی" (عرفان نظری) صورت تدوین یافته آن است.
وی یادآور شد: طریق وحی نیز به طور "ایحاء" از سوی مبدا تعالی به یکی از صور سه گانه مطرح شده در قرآن به رسول صاحب شریعت افاضه می گردد؛ حاصل آن، بخش اصلی "حکمت نقلی" را تشکیل می دهد. کما اینکه مراتب نازله ای از وحی نیز به طور "انباء" از جانب خداوند به رسول یا نبی یا ولی معصوم افاضه می شود و در قالب "سنت قولی" و "سنت فعلی" در دسترس انسانها قرار می گیرد و حاصل واصل آن نیز بخش دیگری از حکمت نقلی را سامان می دهد.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: اصل هفتم)؛ آنگاه که سیر فرایند طولی افاضه معرفت از سپهر ربوبی به ساحت بشری- که نشئه ی مادی است- می رسد، قهرا با عوامل عرضی دخیل در تکون معرفت، سر و کار پیدا می کند. تعامل اطراف عرضی، «فرایند افقی» تکون معرفت را تشکیل می دهد. برای دستیابی به آگاهی قدسی که معرفت صائب است باید این عوامل بدرستی مدیریت بشوند، و الا معرفت حقیقی و حقیق فراچنگ انسان نمی افتد. در هر حال به اقتضای محدود و مشروط بودن وجود انسان، همه داشته های او از جمله معرفتش محدود و مشروط است (البته توجه داریم که محدود و مشروط بودن ملازم با خطا بودن نیست).
وی در توضیح فرایند «عرضی- افقی» گفت: فرایند «عرضی- افقی» تکون معرفت در ساحت انسانی، در روند تعامل اضلاع اربعه ی: شناختگر (قابل معرفت)، شناخته (متعلق معرفت) و پیراشناخت ها (که به دو دسته ی شناختیارها (معدات) که تجربه و مشاهده نیز دز زمره آنهاست، و شناخت شکن ها (موانع) تقسیم می شوند، تحقق پیدا می کند.
وی افزود: مجموعه اضلاع «فرایند افقی ساخت معرفت» را می توان به صورت زیر نمودار کرد: 1.افزون بر خصائل ذاتی نوعی موثر بر سطح و سعه معرفت آدمی (بمثابه رکن قابل معرفت)، انسان ها ظرفیت و وضعیت واحدی ندارند، بلکه هر کدام از آحاد انسانی دارای خصائص شخصی سلبی و ایجابی گوناگونی اند و این خصائص کمابیش بر فرایند تکون معرفت آنان تاثیر می گذارند. 2. اموری که متعلق معرفت قرار می گیرند نیز همگی دارای سرشت و صفات یکسانی نیستند. از این رو، عناصر متعلق شناسا، در نوع و نحوه، حد و حیث تعلق معرفت، و شناخت پذیری و شناخت ناپذیری، دیریابی و زودیابی، نمی توانند به یک اندازه باشند. 3. افزون بر دو رکن شناختگر و شناخته، که بازیگران اصلی و رکنی فرایند تکون معرفت هستند (هر چند یکی فعال و دیگری منفعل)، «پیراشناخت ها»، نیز به صورت ایجابی و سلبی، در فرایند ساخت معرفت، نقش آفرین هستند؛ بنابراین، معرفت، در فرایند تاثیر- تعامل و داد و ستد چندسویه ی اضلاع اربعه- بعنوان عوامل و عناصر عرضی موثر در تکون شناخت، صورت می بندد.
آیت الله رشاد تأکید کرد: هر چند حس در زمره معدات بشمار است، اما در فرایند عرضی- افقی، خاصه در قلمرو علوم مربوط به نشئه مادی، کاربست ابزارهای حسی از جایگاه خاصی برخوردار است؛ از نظر گاه قرآن، استفاده از حواس بویژه مشاهده، حتی در حوزه ی معارف دینی از نوعی حجیت برخوردار است.
وی در ادامه به تشریح اصل هشتم در حوزه مقدمات «معرفت شناسی واقع گرایی دینی» پرداخت و گفت: با توجه به فرض های متنوعی که از ترکیب های محتمل و قابل تحقق میان مولفه ها و عناصر هر یک از اضلاع اربعه  فرایند عرضی تکون معرفت، با دیگری پدید می آید، برایند تکون معرفت می تواند یکی از وضعیت های چهارگانه ی زیر باشد:الف) تبعد از واقع: در ورطه ی انحراف از واقع افتادن و دور شدن از وضعیت اولیه ای (جهل ساده) که شناختگر قبلا در آن قرار داشت؛ زیرا وقتی به جای واقع، ناواقع (واقع کاذب) بنشیند، آدمی با جهل ساده فاصله گرفته، از واقع دورتر گشته، دچار «جهل پیچیده» خواهد شد. ب) تحجب از واقع: بقا بر جهل ساده نخستینه.ج) تقرب به واقع: حصول دریافت های نارس و ناقص از واقع (علم مجمل). در این صورت هر چند واقع، کما هو، فراچنگ انسان نیافتاده است، اما او به واقع نزدیک شده است.د) تعرف به واقع: حصول معرفت صائب به واقع (علم مفصل).
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پایان گفت: معرفت، در عنوان نظریه، به «محصل سعی موجه برای دستیابی به حقیقت» اطلاق شده؛ اتصاف این نظریه به وصف «دینی»، ناظر به «فرایند طولی- عمودی» مطرح شده، و اتصاف آن به وصف «واقعگرایی» نیز معطوف به لوازم فرایند «عرضی- افقی» مذکور است.
در ادامه این همایش دکتر حسین سلیمی، رییس دانشگاه علامه طباطبایی در سخنانی گفت: ساختار معرفتی که در یونان باستان وجود داشت بیشتر توانست در یک دوره‌ای با فرهنگ اسلامی ارتباط بگیرد تا با فرهنگ مسیحیت، چرا که در فرهنگ اسلامی عنصر عقلانیت بسیار برجسته تر بود.
 وی ادامه داد: این در حالی بود که قرائت مسیحیت در قرون وسطی از کتاب خود، عنصر عقلانیت را از انسان خارج شده می دانست و در این قرون، از نظر مسیحیت، به نوعی عقلانیت انسان محدودیت شناخت داشت و از دایره شناخت خارج شده و برخی متفکران آن دوره عقل انسانی را مهبط شیطان می دانستند.
سلیمی تصریح کرد: به همین دلیل است که در دوره مابعد قرون وسطی به یک باره تجلی عقلانیت به عنوان تجلی ضدیت با دین خود را نشان داد که این دیدگاه خلاف دیدگاه اسلام است.
رییس دانشگاه علامه طباطبایی عنوان کرد: اما اینکه آیا از مفاهیم اسلامی، معرفت و روش شناسی معرفت به دست می‌آید، باید گفت استدلال ما آن است که بله چنین می شود؛ مفاهیم مندرج در قرآن حاوی ظرفیت هایی است که می تواند مبنای معرفت شناسی عمیق و واقع گرایی واقعی از درون این مفاهیم به درآید.
 وی ابراز کرد: از نظر علامه طباطبایی یک واقع گرایی در اندیشه و معرفت برخاسته از قرآن نهفته است که در این راستا او بر دو آیه تاکید می‌کند؛ نخست آیه هدایت، بیانی که علامه در این زمینه دارد این است که در تمام پدیده های هستی عقلانیت و قواعد عقلایی برخاسته از خلق خدا جریان دارد. از این رو هر ابزاری که به ما کمک کند، نشانه هایی است که از سوی خدا جاری شده و می تواند تبدیل به علم الهی شود.
رییس دانشگاه علامه طباطبایی بیان کرد: علم الهی صرفا علم به مفاهیم نقلی نیست، بلکه اگر انسان با اتکا به عقل، قواعد طبیعت را کشف کند آن هم به گونه ای علم الهی است به شرط آنکه عالم را محضر خدا بدانیم.
 وی اضافه کرد: نکته دوم آنکه آیه انا فی خلق السماوات والارض ... یعنی در همه پدیده های هستی و آیات خداوند نشانه هایی برای کسانی که از عقل خود استفاده می کنند، وجود دارد. بر این اساس عقل انسانی از رده خارج نشده و بخشی از اندیشه و معرفت ما بر اساس عقلانیت و شناختی است که از پدیده های طبیعت به دست می آید.
دکتر سلیمی در پایان سخنان خود یادآور شد: اگر بتوانیم این تفسیر عمیق را مبنای علوم انسانی جدید در ایران قرار دهیم می توان مکتب فکری و اندیشه ای مبنی بر اندیشه علامه طباطبایی شکل داد.
سخنران بعدی این همایش دکتر سیدیحیی یثربی بود. دکتر یثربی در سخنانی با تاکید بر اینکه باید مفاهیم قرآنی را به صورت ساده به مردم منتقل کرد، گفت: قرآن سخن خداست که برای همه مردم نازل شده و ما نیز باید به‌سادگی آن را به مردم منتقل کنیم. فلسفه باید ذهن و زبان مردم را به هم نزدیک کند. من در سخنان خودم می‌خواهم درباره معرفت‌شناسی صحبت کنم و نه معرفت. دانایی مرحله خامی از آگاهی است که چشم انسان را به روی مسائل طبیعی باز می‌کند. در مرحله دیگر، همه مردم در معرفت متوقف می‌شوند و احساس غرور پیدا می‌کنند. این «می‌دانم‌ها» که همیشه از سوی انسان‌ها بیان می‌شود نشان‌دهنده این غرور است.
وی افزود: اما انسان در مرحله دیگری از رشد می‌گوید که می‌دانم و خودش هم می‌داند که می‌داند. این مرحله، آغازگر معرفت‌شناسی است. یعنی ما می‌توانیم دانسته‌های خود را در حوزه‌های مختلف ارزیابی کنیم. بنابراین، این فصل مبارکی است که برای انسان باز شده و هرچه انسان فرهیخته‌تر و باهوش‌تر باشد روی این ارزیابی حساس‌تر می‌شود. تکیه روی مباحث معرفت‌شناسی نشان می‌دهد که «من‌ می‌دانم‌ها» به این سادگی نیست و مسأله معرفت‌شناسی از دیرباز مطرح بوده است و در زمان کانت به اوج خودش می‌رسد.
وی ادامه داد: دانش جدید به زیان دین نیست و ما نباید از آن فراری باشیم بلکه باید از تجربه متفکران غربی درس بگیریم. آنها دو کار انجام دادند؛ اول اینکه آنها آمدند دینی را که در اثر تحریف، قدرتمند شده بود، نقد کردند و کلیسا را از خر قدرت پایین کشیدند. روشن‌اندیشی غرب آن تابو را شکست و شمشیر را از دست کلیسا گرفت و گفتند که ما این را نمی توانیم بپذیریم. اومانیسم دشمن دین نیست، بلکه دشمن خدایانی است که سوار بر مردم شده بودند و دشمن، آن تفسیری است که در غرب از دین ارائه می شد.
یثربی در ادامه برانداختن الهیات هپروتی توسط غربیان را مورد اشاره قرار داد و افزود: آنها گفتند الهیاتی که اساس نداشته باشد دچار خودکامگی می‌شود و به همین دلیل است که در آن زمان کلیساها به مردم آمرزش‌نامه می‌فروختند، اما متفکران غربی این الهیات هپروتی را از بین بردند. ما باید فرصت را غنیمت بشماریم و الهیات متکی به واقعیت را ارائه کنیم چراکه پای مابعدالطبیعه ما در طبیعت است و انتزاعی نیست.
این استاد فلسفه با تاکید بر اینکه هنوز در مرحله دانایی گیر داریم، ادامه داد: این مساله باید حل شود. توجه داشته باشید که ارسطو را تا اکنون هزار گونه نقد کرده‌اند، اما از عظمت او چیزی کم نشده است. بنابراین ما نباید نگران ابن‌سینا باشیم، بلکه باید نگران خودمان باشیم چون عظمت این گونه افراد با نقد کم نمی‌شود.
وی با بیان اینکه باید تکلیفمان را با قرآن معین کنیم، گفت: باید ببینیم که قرآن برای ما چه رهنمودهایی دارد چرا که رابطه وحی با ما رابطه هدایت است و این ما هستیم که باید روی این رهنمودها کار کنیم. خداوند نیز همواره می‌گوید من تو را بی‌سواد و خطاکار آفریدم اما ابزار شناخت را به تو دادم.
یثربی تأکید کرد: درست زمانی که ما غربیان را با ترجمه آثار ابن‌سینا و ابن رشد نجات دادیم خودمان چراغ عقلانیت را پشت پرده گذاشتیم و به دنبال عرفان و تصوف رفتیم. ما باید مقلد نباشیم و هر شخصی باید ذهن خود را بسازد چرا که اصول دین تقلیدی نیست.
وی یادآور شد: اولین مساله مهم برای هر انسانی شک است. تا شک نباشد حرکت فکری و به دنباله آن تفکر، استدلال و اعتقادات ایجاد نمی‌شود. ما چراغ عقلانیت را خاموش کردیم و به همین دلیل عقب افتادیم. ما گفتیم کسی دنبال ریاضی نرود و خودمان با راهنمایی‌ آثار غزالی به بیراهه رفتیم. قرآن همواره تاکید می‌کند که از آنجا که تو حقیقت ناب را نداری باید همواره آن را جست‌وجو کنی.
آخرین سخنران بخش اول همایش ملی «قرآن و معرفت‌شناسی» حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی‌رضا قائمی‌نیا عضو هیات علمی گروه معرفت‌شناسی پژوهشگاه و دبیر علمی این همایش بود. وی با بیان اینکه معرفت شناسی معنای وسیعی دارد،‌ گفت: معرفت شناسی یکی از مهمترین شاخه‌های فلسفه است و از دوره یونان باستان و آثار افلاطون و ارسطو مباحثی دراین رابطه مطرح شده ولی به طور مستقل از قرن بیستم به نام«اپیستمولوژی» رواج یافت و این مباحث به تدریج به ایران وارد شده است. بزرگانی چون علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، شهید مطهری و شهید بهشتی و ... مباحثی در این حوزه مطرح کردند. پس از انقلاب اسلامی نیز در حوزه و دانشگاه افرادی چون آیت‌الله جوادی آملی در کتاب «شناخت شناسی در قرآن» که بعدها به «معرفت شناسی در قرآن» در تجدید چاپ تغییر نام داد، به این بحث پرداختند.
وی افزود: فلاسفه مدرن عمدتا از زمان دکارت تا امروز رویکرد معرفت شناختی دارند و از حوزه هستی شناسی کنار رفته و حوزه مطالعاتی خود را از دریچه معرفت شناسی دنبال می کنند. معرفت شناسی از مباحث امکان، اقسام، انواع، ساختار، توجیه و شکاکیت تشکیل شده است. در هرمنوتیک نحوه فهم متن،‌ امکان فهم معنا، ‌نحوه ایجاد پیش فرض ها و انتظارات خواننده و تأثیر در نقش و قصد گوینده یا نویسنده مطرح می‌شود. مجموعه‌ای از مباحث از این دست چند روی یک سکه هستند. ما اگر در حوزه متون دینی از معرفت سخن بگوییم مجبور هستیم از معنایی این چنینی سخن بگوییم.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه کار معرفت شناسی، ‌هرمنوتیک و زبان شناسی ـ که عملاً سه دانش مستقل هستند ـ در حوزه متون دینی با هم تقارب پیدا می‌کنند، توضیح داد: از 10 سال پیش تصمیم برپایی این همایش گرفته شده بود تا اینکه در سال 90 و 91 اقدامات انجام شد و اکنون نیز به دنبال گسترش آن هستیم.
قائمی نیا تأکید کرد: قرآن در تفکر اسلامی محوریت دارد. بنابراین به یک معنا باید دانشهای جدید تکلیف خود را در حوزه معرفت اسلامی با معرفت شناسی قرآنی روشن کنند. در واقع هر دانش جدیدی که به فهم قرآن کریم کمک کند، قطعاً خدمت بزرگی به تفکر اسلامی می‌کند.
وی اعلام کرد: دراین همایش همین اندازه که خود پرسش معرفت شناسی قرآنی مطرح شود، کفایت می‌کند. این حوزه خصلت بینا رشته‌ای دارد. نسبتی بین علوم قرآنی و تفسیر و مباحث هرمنوتیکی و ... برقرار می‌شود و ما تلاش کردیم این زمینه‌ها را گسترش دهیم و مطرح کنیم. متأسفانه هنوز دراین موضوعات مراکز علمی و حوزه‌ها فعال نشده‌اند چرا که مطالعات بین رشته‌ای دشوار است.
دبیر علمی همایش«قرآن و معرفت شناسی» یادآور شد: در حوزه مباحث فلسفی و معرفت شناسی درست است که قرآن برای عموم مردم نازل شده است اما این به معنی این نیست که در همین سطح بدان بپردازیم. پیامبر(ص) می گوید که هر کسی به اندازه عقل خویش از آن بهره می برد. به قول علامه طباطبایی این کلام ناظر به کیفیت است نه کمیت. کلام خدا و نبی او که آئینه کلام خداست انعطاف پذیر است، لذا فیلسوف مطلب پیچیده را دریافت می کند و مردم عادی نیز در حد خود آن را می فهمند اما نباید به این بهانه که قرآن برای عموم مردم نازل شده آن را تنزل دهیم، بلکه هر کسی در حد دریافت خود از قرآن بهره‌مند می شود.
حجت الاسلام قائمی نیا در پایان با اشاره به بخشی از سخنان دکتر یحیی یثربی که بر فراگیری تجربه متفکران غربی در عقلانیت تأکید کرده بود؛ یادآور شد: اینکه گفته شود عقلانیت در غرب رشد کرد و کلیسا شکست خورد حرف درستی نیست چون همه اینها ذوابعاد است. عقلانیتی که در غرب رشد کرد نباید با عقلانیتی که در اسلام بر آن تأکید شده است خلط شود. این عقلانیت خودبنیاد غربی نه برای وحی و نه برای شهود جایی نگذاشته است و هم با کلیسا و هم با هر تفکر وحیانی مواجه شده است.
وی تأکید کرد: مواجهه عقلانیت با کلیسا را تنها قضیه گالیله ندانیم. هرچند باید تاکید کرد که قضیه گالیه نیز به نحو خاصی تحلیل شده که همواره حق را به گالیله می‌دهد در حالی‌که کلیسا هم برای خود دفاعیاتی داشته است و خود فلاسفه هم دفاعیاتی برای خود داشته اند. به قول یکی از متفکران غربی که می گوید: «گذشتگان ما در مواجه کلیسا با گالیله حق را به گالیله دادند، چه دلیلی دارد که امروز ما حق را به کلیسا ندهیم؟» چراکه مسئله، تحلیل فلسفی گزاره هاست. ما در ماجرای نزاع کلیسا با گالیله و عقلانیت وجریاناتی که در غرب اتفاق افتاده است باید بازخوانی درستی داشته باشیم والاّ دچار کج فهمی خواهیم شد.
بخش دوم این همایش با ارائه دو مقاله «بررسی جایگاه معرفت شناختی «حس» از دیدگاه قرآن» تالیف آقای حسین عبدی و «الگوی تفکر قرآنی بر اساس معنا شناختی» تالیف حجت‌الاسلام و المسلمین رکعی و هم چنین برگزاری میزگرد «قرآن و معرفت شناسی» با حضور آقایان قائمی‌نیا، کلباسی و سلیمان حشمت، برگزار شد.


١٤:١٥ - 1393/08/28    /    شماره : ٣١٥٨    /    تعداد نمایش : ٨٩٠



خروج